تفاوت طبيعت مرد با زن

آفرينش زن از نگاه قرآن كريم: در زمينه آفرينش زن در سوره نساء خداوند مي فرمايد:
«خلقكم من نفس واحدة و خلق منها زوجها[i]...»
«شما را از نفس واحدي خلق نمود و زوج او را از او پديد آورد.»
در آيه فوق مراد از «نفس واحده» آدم و مراد از «زوجها» حضرت حوا (عليها السلام) است كه پدر و مادر نسل انسانند.[ii]
بدين معني كه خداوند حضرت حوا را از جنس و نوع حضرت آدم آفريد يا به تعبير ديگر، مراد اين است كه گل آدم و حوا يكي است.
اما در تفسير كلمه «منها» بايد گفت، مفسران معتقدند، كه مراد از آن «من جنسها» است

تفاوت جسمي زن با مرد

مرد تقريباً از زن درشت اندام تر و بلند قدتر و صدايش كلفت تر و خشن تر است، رشد بدني مرد از زن سريع تر است حتي برخي معتقدند كه جنين پسر سريع تر از جنين دختر رشد مي كند. رشد عضلاني مرد و نيروي بدني او از زن بيش تر است. اما زن در مقابل بسياري از بيماري ها از مرد مقاوم تر است، دختر زودتر از پسر به سخن مي آيد و زودتر به مرحله بلوغ مي رسد. مغز مرد تقريباً از مغز زن بزرگتر است، ولي با در نظر گرفتن نسبت مغز به مجموع بدن، مغز زن از مغز مرد، بزرگ تر است، ريه مرد قدرت دم و بازدم بيش تري دارد، ضربان قلب زن از ضربان قلب مرد سريع تر است و تفاوت هاي عميق و دقيق تري كه روز به روز با پيشرفت علم، آشكارتر مي گردد.[iv]

تفاوت روحي زن با مرد

زن و مرد از لحاظ رواني نيز خصوصيات متفاوتي دارند، مثلاً زن سريع تر از مرد تحت تأثير احساسات خويش قرار مي گيرد. و به تعبير استاد شهيد مرتضي مطهري احساساتش صلح جويانه تر از مرد است؛ زن از توسل به خشونت درباره ديگران و خود پرهيز مي كند و به همين دليل ميزان خودكشي در زنان كمتر از مردان است. احساسات در زن مادرانه است و اين احساسات از دوران كودكي در او پديدار مي گردد، علاقه زن به خانواده و توجه ناخودآگاه او به اهميت كانون خانوادگي بيش از مرد است؛ زن در علوم استدلالي و مسائل خشك عقلاني به پاي مرد نمي رسد. ولي در ادبيات و نقاشي و ساير مسائل كه با ذوق و احساسات مربوط است دست كمي از مرد ندارد، مرد بيش تر از زن قدرت كتمان رازها را دارد. به طور كلي مي توان گفت: بارزترين اين تفاوت ها به صورت عواطف و احساسات شديد در زن و احياناً غلبه آن بر عقل، (و نه به رغم برخي، نقصان عقل) و غلبه تعقل بر احساسات در مرد نمايان مي شود، كه با وظايفي كه هركدام در نظام آفرينش به عهده دارند متناسب است. و ناگفته پيدا است كه زن به خاطر داشتن نقش همسري و نقش خطير مادري، نيازمند عاطفه و احساسات بيش تري است، حال آن كه مرد براي مبارزه با تحصيل معاش و يافتن راه غلبه بر مشكلات، بيش تر به تفكر و تعقل نياز دارد كه رقت احساس در اين ميان كارساز نيست و به تعبير مرحوم علامه طباطبايي، تجهيز مرد به نيروي تعقل و دفاع و تجهيز زن به عواطف و احساسات شيوه اي متعادل است. و به اين ترتيب، دو كفه ترازوي زندگي در جامعه، كه مركب از مرد و زن است، متعادل شده است.[v]
در نتيجه زن صرفنظر از تفاوت جسمي و رواني خود با مرد، خلقي مستقل از مرد دارد و در اصل آفرينش و گوهر وجودي اش، هيچ تفاوتي با مرد ندارد. تفاوت هاي جسمي و رواني ميان زن و مرد، موجب تفاوت در مسئوليت هاي آنان شده و به تبع آن، تفاوت حقوق آنان را نيز به دنبال خواهد داشت، كه اگر وجود تفاوتهاي طبيعي ميان زن و مرد را قبول داشته باشيم و تفاوت مسئوليت ها و حقوق زن و مرد در قرآن كريم را از همين زاويه بنگريم، تمام شبهات درباره ي اين مسائل برطرف خواهد شد و مشخص مي شود كه قرآن كريم، هيچ گونه تبعيض بين زن و مرد قائل نشده است.[vi]
از ديدگاه اسلام، تفاوت هاي زن و مرد «تناسب» است، نه «نقص» و «كمال». قانون خلقت خواسته است با اين تفاوت ها تناسب بيشتري ميان زن و مرد كه قطعاً براي زندگي مشترك ساخته شده اند (و مجرد زيستن، انحراف از قانون خلقت است)، به وجود آورد.[vii]
موضوع كار كردن زن مسلمان در بيرون از خانه، باعث اختلاف نظر، ميان علماي اهل سنت و علماي شيعي است و هريك از اين فقها، دليل و سببهايي را براي نظر خود مطرح مي كنند.

نوشته شده توسط مهدی قیطانی در ساعت 12:23 | لینک  | 

اشتغال زنان از نگاه قرآن و سنت، و نظر فقهای گذشته و حال
 

در مقاله تقدیمی، خانم صرّاف که قانوندان و پژوهشگر عراقی است، نظریات اهل سنت و شیعه در باره کار کردن و فعالیتهای بیرون از خانه بانوان را گزارش می کند. وی آرای فقها و نظریه پردازان گذشته و حال را بیان کرده، دلایل آنها را نقد و بررسی می نماید. نقد وی عمدتا متوجه آن دسته از دیدگاههای فقهای اهل سنت است که در نگاه نویسنده درک جامعی از شرایط زنان ندارند.

آشنایی با آرای اهل سنت و دلایل آنان، نیز معرفی منابعی در این باره و در ضمن بیان نظر برخی علمای شیعی، نگاه تازه و متفاوتی است که از امتیازات مقاله به شمار می آید. گرچه پیام زن بیم آن دارد قلم نویسنده تند رفته، جانب دارانه و با زنانه نگری (فمنیسم) مسأله را بررسی کرده باشد. به هر روی ارزیابی خوانندگان و صاحب نظران فرزانه، راهگشاست.

این مقاله در مجله لبنانی «منبر الحوار»شماره 15، سال 1989 آمده است که اینک برای علاقه مندان به فارسی برگردانده می شود.

موضوع کار کردن زن مسلمان در بیرون از خانه، همچنان باعث اختلاف نظر شد میان موافقان و مخالفان است. از آن رو که غالب افراد گروه دوم، به شکل صریح یا ضمنی ادعا دارند عقیده شان موضع اسلام است، در این مقاله به بیان مسأله از نگاه اسلام (قرآن و سنت) و نظر فقهای پیشین و معاصر پرداخته ایم.

نگاشته های فقها و نویسندگان معاصر که به بازگشت به اصول اسلامی در بنیان خانواده و در تعیین وظایف زن و مرد دعوت می کند، اصرار دارد جای زن در خانه است و نخستین و آخرین وظیفه اصلی او، خانه و شوهرداری و تربیت فرزندان است.

هر یک از این فقها، دلیل و سببهایی را برای نظر خود مطرح می کنند. «رشیدرضا» فطرت را دلیل چنین اعتقادی می داند:

«فطرت می طلبد زن به بارداری و شیردهی و نگهداری و تربیت فرزندان و به کارهای خانه بپردازد.»(1)

«حکیمی» با نظر وی موافق بوده، دلیل دیگری: عدم توانایی انجام کارهای سختِ بیرون از خانه را می افزاید و توصیه می کند: اگر به کارهای خارج از منزل علاقه دارد، به شعرسرایی و نویسندگی بپردازد.(2) گرچه می گویند کارهای خانه ـ به تنهایی ـ سخت و خسته کننده بوده، بیشتر این کارها، به فعالیت جسمی نیاز دارد.

اگر بپذیریم زن توان کارهای سخت را ندارد، آیا نویسنده (حکیمی) نمی داند تمام کارهای خارج از خانه نیازمند فعالیت بدنی نیست؟ حق داریم بپرسیم: چگونه این «موجود نازک و لطیف» [! [توانست مشقتهای هجرت را در زمان رسول اللّه (ص) تحمل کند؟! نیز حضور فعالی در جنگها داشته باشد!

دکتر مصطفی سباعی می گوید: تا وقتی بر شوهر، شرعا واجب است نفقه بدهد، زن حق کار کردن ندارد.(3) دلیل دیگر این است که: زن از فریب و مکر مردان، در امان مانده، جایگاه والا و پاک وی در اجتماع محفوظ ماند.(4)

حقیقت این است که در مقابل این دلیل که پرسش برانگیز است، متحیریم! آیا مردان هیچ کاری در محیط کار جز فریب دادن و گول زدن زنان ندارند؟! آیا زنان این قدر کم خِرَد و ساده اند که به آسانی، به بازی گرفته شوند؟!

از شمار نویسندگانی که به منع فعالیت زن در خارج از خانه معتقد است ـ بی آنکه دلیل روشنی ارائه دهد ـ دکتر احمد فرج، در کتاب «المؤامرة علی المرأة المسلمة» است.(5)

دلایل «مودودی» برگرفته از قرآن و سنت، و دلایل فقهای پیشین است که گفته خواهد شد. مودودی در کتابش (الحجاب) دلیلی دیگر آورده که: بیرون رفتن زن از خانه برای کار، یعنی اختلاط با مردان و به دنبال آن، فساد، به سبب وجود اسباب آن، که فتنه نگاه و زبان و شنیدن صدای زن است.(6)

زنان شاغلی که از خیلی وقت پیشتر، در اثر رنج و مرارت کار روزانه، زیبایی و زنانگی خود را فراموش کرده اند، وقتی عبارت مودودی را بخوانند، زهرخند خواهند زد.

برخی از فقها و نویسندگانی که با اندیشه مودودی ـ مبنی بر ماندن زن در خانه و وقف خویشتن برای همسر و فرزندان ـ موافق اند، علت این نظریه را دلایل علمی می دانند که اثبات می کند ذکاوت و تواناییهای جسمانی زن، کمتر از مرد است.(7)

این نظریه پردازان نمی دانند یا خود را به نادانی می زنند که اداره خانه، این کشور کوچک، نیازمند ذکاوت و مهارت و نیروی بدنی پرتوانی است و از مهمترین و خطیرترین وظایف زندگی، تربیت فرزندان است. در این صورت چگونه می توان این امور را به دست کسی سپرد که به گمان این آقایان، بهره کمی از ذکاوت و آگاهی دارد؟!

این نظریه ها و مشابه آن بسیار بوده، دلایل آن تقریبا یکی است.

 

[نظر فقهای کنونی]

 

نظر فقها و نویسندگان کنونی، به رغم توجیهات گوناگون در منع کار زن، تماما مستند به دلایل و اعتقادات فقهای پیشین است. دست کم به خاطر روابط زناشویی، بیشتر قواعد مکاتب فقهی، صراحت در منع زن از کار دارد، به دلیل اینکه شرعا بر مرد واجب است نفقه بپردازد.

کاسانی، از فقهای بزرگ حنفی می گوید:

«از جمله حقوق مرد، پس از ازدواج این است که زن در خانه بماند و کار نکند، و تأمین نیازهای زن بر عهده مرد باشد.»(8)

سرخسی تأکید می کند:

«آشکارا معلوم است زنان نمی توانند کسب و کار کنند. کار زنان موجب فتنه است.»(9)

بیرون رفتن زن از خانه، بنا بر نظر فقها، بسته به اجازه همسر است، مگر اینکه پدر و مادر زن بیمار باشند و یا زن بخواهد به دیدن آنها برود. اگر زن بدون اجازه همسر، از خانه بیرون رود، فقها معتقدند وی ناشزه بوده، مجازات وی، عدم وجوب پرداخت نفقه است. بدین ترتیب کار کردن زن، بیرون از خانه، مشروط به رضایت همسر است. از این رو بسیاری از زنان به دنبال کار خارج از خانه نیستند، زیرا نمی خواهند نافرمانی همسر را کرده، حق دریافت نفقه را از دست بدهند. همچنان که پیشتر وضع زندگی بدین دشواری نبود، طرحهای آزادسازی زن، از راه کار کردن، هنوز محقق نشده است.

 

[نظر فقها و قرآن و سنت]

 

نظر فقها در مورد کار کردن زن، بر قواعد قرآنی و سنت بنیان نشده، گرچه باید چنین باشد. ویژگی فقهای پیشین این بود که وقتی می خواستند قاعده و بنیانی نهند، هم رأی و یکدل بوده، داده ها و واقعیتهای اجتماع را در نظر داشتند و رأیشان اولین و آخرین اجتهاد بود، که گاه درست بود و گاه نادرست، اما فقهای کنونی برای چاره جویی در موضوع کار کردن زن، داده های اجتماع را در اختیار ندارند، در حالی که مسأله ای مهم بوده، مهمتر این است که به صراحت یا به طور ضمنی، نظر خود را به اسلام نسبت دهیم.

ما به بیان نظر قرآن و سنت در باره کار زن پرداخته، نظر فقهای پیشین و کنونی را بررسی خواهیم کرد.

دین اسلام به هنگام پیدایش، برخی امور را که در جاهلیت بدان عمل می شد، پذیرفت و بعضی را اصلاح کرده، برخی دیگر را از بین برد و قوانین جدیدی را برای سامان دهی زندگی مسلمانان در اجتماع نوظهور امت اسلام، وضع کرد. اسلام در مورد کار کردن زن، وضع زمان جاهلیت را پذیرفت؛ یعنی بی آنکه قانون صریحی بنهد، به زن اجازه داد همچنان کار کند، زیرا دین، همان گونه که حق کار کردن مرد را مسلم و بدیهی می دانست، در مورد زن چنین عقیده ای داشت. در زمان جاهلیت، بسته به [فرهنگ] محیط، به زن اجازه کار و فعالیت حرفه ای داده می شد.(10) وی به فعالیتهای بزرگ و مهم اقتصادی در جامعه می پرداخت و در کنار مرد خانواده یا برای ارتزاق [خود و خانواده اش اگر بیوه یا مطلقه بود] به عنوان یک کارگزار، فعالیت کشاورزی و دامپروری داشت. زنان برای کمک به خانواده یا ارتزاق، به صنایع دستی مشغول بودند و به زن، صنعت کار گفته می شد. وی آنچه را می بافت یا می ریسید، نیز کره و روغن یا پوست دباغی شده را می فروخت.(11) زن فعالیت تجاری هم داشت، چه در داخل و محدود، که در بازارهای محلی یا عمومی مثل بازار عکاظ، خرید و فروش می کرد، و یا در محل کسب خود که در طول سال کار می کرد و محصولات دست سازش را می فروخت یا کارهای زنان را که برای وی کار می کردند و آنچه را ساخته شده از بازار می خرید، خرید و فروش می کرد.

از شمار این زنان «ام منذر بنت قیس» است که ظاهرا در زمان رسول اللّه (ص) خرما می فروخت و «اسماء بنت مخرمه بن جندل» که عطرفروش بود و از یمن عطر وارد می کرد و در مدینه می فروخت.(12) برخی از زنان تجارت خارجی می کردند و ثروتمند بودند، مثل «هند بنت عتبه» و «خدیجه بنت خویلد»، اولین همسر پیامبر گرامی(ص).

در مقایسه با باقی حرفه ها، تجارت اهمیت و موقعیت خاصی داشت و کسانی بدان می پرداختند که شخصیتی قوی داشتند و دوراندیش بودند و می توانستند با مردم روابط و پیوند خوبی داشته باشند.

افزون بر این کارها، زنان در زمینه فکری و ادبی نقش داشتند و کاهن، شاعر، حکیم و مرجع رفع اختلاف بودند.

اگر کار و فعالیت زنان در زمان اسلام را ادامه وضع زمان جاهلیت بدانیم و اگر قرآن آیه صریحی در باره کار کردن زنان نیاورده باشد، همچنان که در باره مردان نیاورده، آیا می توانیم بدین سبب بگوییم: کار کردن مرد حرام است؟! گرچه در قرآن به طور ضمنی اشاره به کار کردن زنان شده است. قرآن مَهر را بر مرد شرعا واجب کرده، ارث بردن زن را پذیرفته و سهم مشخصی از ارث را در هر وضعی برای وی در نظر گرفته است. این حقوق و اموال، «سرمایه»ای برای زن است که باید آن را توسعه و رشد دهد. قرآن می پذیرد وی قانونا شایستگی دارد پیمان ببندد و خرید و فروش و رهن و ... کند.

در سنت ـ که از جمله وظایف آن تشریح و تبیین محتوای قرآن است ـ مطلبی در باره ممنوعیت کار کردن زن نیامده، خلاف آن را درست دانسته، کارهایی را که پیشتر زنان انجام می دادند، ادامه داده اند.(13)

اسلام در این حد متوقف نشد، بلکه زن را به حضور در فعالیتها و به عهده گرفتن وظایف و مناصبی خواند که به مقتضای جامعه نوپیدای اسلام به وجود آمده بود. در مکه و زمان رسول اللّه (ص) امور حسبه (مالی) را «سمراء بنت نهیک الاسدیه» بر عهده داشت. وی با شلاق کسانی را که در داد و ستد، غش و فریبکاری می کردند، مجازات می کرد.(14) امور حسبه از مهمترین و خطیرترین مناصبی است که شخص می تواند در جامعه اسلامی بر عهده گیرد. بنا بر تعریف ماوردی از امور حسبه، که امر به معروف به هنگام ترک آن و نهی از منکر در وقت انجام آن است،(15) مسؤولیت امور حسبه، حد و مرزی نمی شناسد. از واگذاری این مسؤولیت به زن می توان میزان اعتماد بالا به تواناییها و شایستگی های زن را در پذیرش مسؤولیت، در زمان پیامبر(ص) فهمید. در جنگهای پیامبر(ص) بسیاری از زنان مانند مردان نقش داشتند.(16) زن به فعالیتهای مذهبی می پرداخت و مانند عابدی فقیه از پیامبر روایت می کرد و رسول اللّه برای وی حدیث می گفت. زن در زمینه شعر هم بارز و برجسته بود.

موضع اسلام در باره کار کردن زن، موضع درست و طبیعیِ دینی است که در پی ساختن اجتماعی استوار و به هم پیوسته است و می داند ساختن چنین جامعه ای نیازمند تلاش و حضور فعال و بنیادی زن است و به خوبی آگاه است، نقش مهم و اساسی زن در ساختن اجتماع کوچک خانواده، مانع ایفای نقش وی در ساختن جامعه بزرگ اسلامی، از طریق کار کردن نیست.

حق کار کردن زن که اسلام پذیرفته، پذیرش انسان بودن زن و جزء احترام و تقدیری است که دین نوظهور اسلام برای وی قایل بود. این حق، عمل کردن به مفاد آیه 17 سوره توبه است:

«مردان و زنان مؤمن، سرپرست یکدیگرند و همدیگر را امر به معروف و نهی از منکر می کنند.»

در زمان خلفای راشدین، مانند زمان پیامبر(ص)، زن مسؤولیتهای مهمی بر عهده داشت. عمر ـ خلیفه دوم ـ شفاء دختر ابی سلیمان را بر امور مالی و دارایی بازار مدینه گماشت. هر زمان عمر وارد بازار می شد، شفاء دنبال وی بود.(17)

اکنون اگر موضع فقهای پیشین را بررسی کنیم، علت فتوای آنان را در حرمت کار کردن زن می فهمیم. در قرن دوم هجری و پس از استقرار مسلمانان در سرزمینهای فتح شده، فقه شکل یکدستی را برای بیش از یکصد سال پیدا کرد. در پی پرسشهایی که از فقیهان می شد و به گونه فتوا و حکم، عمومیت می یافت، قوانین فقهی به وجود آمده، گذشته از گرایشهای شخصی، بازتاب اوضاع اقتصادی و اجتماعی و سیاسی جامعه ای بود که فقیه می زیست. پیشینه سترگ سیاسی و اقتصادی و اجتماعی که در صد سال ـ فاصله میان وفات پیامبر و ظهور فقه ـ بر جای ماند، به شکلی پنهان و پیچیده، قواعد فقهی را سمت و سو می داد.

کشورگشایی های مسلمانان و استقرار آنان در جوامع دیگر و آمیختگی شان با امتها و ادیان و باورهای جدید، موجب واکنشها و پیامدهایی در تمامی زمینه ها، از سوی مسلمانان شد. برخی از این پیامدها مربوط به زن می شد. بیم مردان از آبرو و ناموسشان موجب فشار و سختگیری بر زنان و خانه نشینی آنان شد. مردان می ترسیدند زنان با مردهای غیر عرب و غیر مسلمان اختلاط و ارتباط داشته باشند. به مردان مسلمان اجازه داده شده بود با زنان غیر مسلمان ازدواج کنند، ولی ازدواج زن مسلمان با مرد غیر مسلمان، به راحتی انجام نمی شد. فکر ازدواج زن عرب با نژادی دیگر پذیرفته نبود و اگر ازدواجی صورت می گرفت، به زور فسخ می شد.(18)

سختگیری بر زنان و اجبارشان بر خانه نشینی، به منظور پیشگیری از پیامدهای سوء بود و پیش از آنکه توسط فقها قانونمند شود، رواج و گسترش یافت.(19) [خانه نشینی اجباری زنان دلایل دیگری هم داشت:]

وضع آشفته سیاسی؛ جنگهایی که میان مسلمانان پیش آمد و زنان فعالانه و به طور مستقیم ـ و حتی در سطح رهبری ـ در آن شرکت داشتند، مثل جنگ جمل به رهبری عایشه (همسر پیامبر) و گاه غیر مستقیم در نبرد حضور داشتند که کتابهای تاریخی از آن سخن گفته است، مانند فعالیت زنان خوارج، نیز گفتگوی معاویه با زنان که چرا در جنگ، با امام علی(ع) همراهی کردند.

آنچه برشمردیم باعث شد مردان بر زنان سخت گیرند و از فعالیت آنان جلوگیری کنند، گرچه در قرآن و سنت دلیلی وجود نداشت که زن را از حضور و فعالیت باز دارد.

شاید بتوان گمان کرد حقوق بسیار و آزادی گسترده و برابری حقوق و تکالیف زن با مرد به عنوان یک انسان که اسلام به ارمغان آورد، موجب شد مردان سعی نمایند زن را پایبند و محبوس در خانه کنند و احادیث دروغی را در تأیید عمل خویش جعل کنند، همچون: اگر زن بدون اجازه همسر از خانه بیرون رود، هر چه که خورشید و ماه بر آن می تابد، زن را نفرین می کند، مگر اینکه شوهر راضی شود.(20)

فقه برای قانونمند کردن وضع موجود، پا پیش نهاد و از آیاتی همچون «و قَرْنَ فی بیوتِکنّ؛ در خانه هایتان بمانید» بهره گرفت، در حالی که این آیه به روشنی، به زنان پیامبر(ص) اختصاص دارد، زیرا در آغاز آن «یا نساء النبی لستُنَّ کأحد من النساء» (احزاب/ 33) است. زنان رهبر و پیامبر امت، احکامی خاص دارند، تا رفتارشان مورد نکوهش دیگران قرار نگرفته، پیامبر(ص) اذیت نشود.(21)

فقهایی که اعتقاد به خانه نشینی زنان دارند، از آیه «و للرجال علیهن درجة» که در آغاز آن «و لهُنّ مثل الذی علیهن بالمعروف» است، نیز از آیه 43 نساء «الرجال قوامون علی النساء» استفاده کرده اند. همچنین از احادیثی که زن را به پیروی از همسر تشویق می کند، در حالی که این آیات و احادیث به دلیل منطقی هدفی جز این ندارند که رهبر کشور کوچک خانواده را تعیین کنند؛ رهبری که در اداره و رهبری، باید ستمگر و زیاده طلب نباشد.

با بررسی گفتار فقها و نویسندگان معاصر [از اهل سنّت] در باره کار کردن زن، می بینیم که برخی فقها امانتدار و واقع نگر نبوده، در فهم نقش فقه و فقیه، کوته نظری کرده اند. این سخنی گزاف نبوده، ارزیابی خواهد شد. امانتدار نبودند، چون نظر خود را برگرفته از قرآن و سنت قلمداد می کردند، در حالی که ما نظر این دو را در باره کار زن گفتیم. افزون بر این، تمامی اقوال فقهای پیشین را نیاورده، به برخی گفتارها اعتماد و بسنده کرده اند، ولی چنین وانمود کردند که رأی تمامی فقها چنین است! اما مطلقا چنین نیست، مثلاً مذهب جعفری (شیعی) نه تنها کار کردن زن را قبول دارد، بلکه فراتر از این را معتقد است. «مغنیه»،

رأی فقهای شیعی را در بحث اجاره چنین گزارش می کند:

 

[نظر فقیهان شیعی]

 

«سید یزدی در عروة الوثقی و سید حکیم در مستمسک گفته اند: اگر زن برای خدمت در مدت معینی، [تعهد و توان خود را] اجاره دهد و پیش از انقضای این مدت، ازدواج کند، اجاره [و تعهد] باطل نمی شود، حتی اگر خدمت منافی بهره جویی شوهر و حقوق زناشویی باشد. در این حکم تفاوتی نیست شوهر در هنگام ازدواج، تعهد زن را بداند یا نداند، زیرا دو حق اینجا هست: حق خدمت و حق شوهر. اگر زن بتواند هر دو را انجام دهد، که خوب، و اگر جمع میان آن دو ممکن نباشد و تزاحم کنند، حق پیشتر که تعهد خدمت است، مقدم است، چون اگر حقوق شرعی مزاحم هم شوند، ترجیح با حق سابق است. بنابراین شوهر حق اعتراض یا فسخ تعهد زن را ندارد و همسر ناشزه محسوب نمی شود. اما اگر پس از ازدواج تعهد خدمت دهد و با حق شوهر منافات داشته باشد، بدون اذن و اجازه شوهر، تعهد خدمت درست نیست. اگر تعهد، با حق شوهر مطلقا منافات ندارد؛ مثلاً تعهد قرائت قرآن یا بافتن پیراهن با نخ کاموا یا پشم را بدهد، اجاره [و تعهد [صحیح است حتی اگر شوهر اذن ندهد».(22)

متانت و منطقی بودن و واقع نگری نظر این فقیهان مشهود است. اینان اگر کار کردن زن پس از ازدواج را به موافقت شوهر ربط داده اند، به معنای اولویت حضور زن در خانه

است. بدون تردید این اجتهاد همخوان با واقعیتهای اجتماع در آن زمان است.

نوشته شده توسط مهدی قیطانی در ساعت 12:10 | لینک  | 

باعرض سلام خدمت شما عزیزان از اینکه ازاین سایت دیدن میفرمایید متشکرم منتظر نظرات شما هستم

نوشته شده توسط مهدی قیطانی در ساعت 13:31 | لینک  |