کوروش میگه:
بودن با کسی که دوستش نداری
ونبودن با کسی که دوستش داری
همه اش رنج است!....
پس اگر همچون خود نیافتی
مثل خـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدا تنها باش!....

+ تاریخ جمعه پانزدهم فروردین 1393 ساعت 21:41 نویسنده مهدی |

گفتگوی دو دختر پای تلفن:

سلام عزیزم ، قربونت برم. چطوری عسل ؟ فدات شم… می بینمت خوشگم… بوس بوس

گفتگوی دو پسر پای تلفن:

بنال… بوزینه مگه نگفتی ساعت چهار میای؟ د گمشو راه بیفت دیگه کره خر

*************

... بعد از قطع کردن تلفن :

دخترها:

واه واه واه !!! دختره ایکپیریه بی فرهنگ چه خودشم میگیره اه اه اه انگار از دماغ فیل افتاده حالمو بهم زد

پسرها:

بابا عجب بچه باحالیه این ممد خیلی حال میکنم باهاش خیلی با مرامه

+ تاریخ چهارشنبه هفتم فروردین 1392 ساعت 23:21 نویسنده مهدی |

چه کار کنیم تا پسر خوبی باشیم ؟! !!

یک پسر خوب امضاء گواهی نامه اش خشک نشده به رانندگی خانمها گیر نمیدهد
یه پسر خوب کمتر با این جمله مواجه میشود””””مشتری گرامی دسترسی شمابه این سایت مقدورنمی باشد””””
یه پسر خوب بعد از تک زنگ سراغ تلفن نمیره
یه پسر خوبعکس الکسندروگراهام بل رو قاب نمیکنه بزنه تو اتاقش
یه پسر خوب پشت چراغ قرمز با دیدن یه خانم ردیف چشماش مثه چراغهای فولکس نمیزنه بیرون
یه پسر خوب روزی چند بار به سازندگان یاهو مسنجر لعنت میفرسته
یه پسر خوب سر کلاس تا شعاع ۳ متریِ هیچ

خانمی نمیشینه
یه پسر خوب وقت برگشتن به خونه ماشینش بوی ادکلن زنونه نمیده
یه پسر خوب هیچ وقت پای تلفن از این کلمات استفاده نمیکنه:””””ساعت چند”””” ””””کی میای”””” ””””کجا”””” ””””دیر نکنی یا
یه پسر خوب وقتی میاد خونه قرمزی رژ در هیچ نقطه از صورتش مشاهده نمیشه
یه پسر خوب زمانی که کسی میخواهد از عرض خیابان عبور کند تعداد دنده را از ۱ به ۴ ارتقاء نداده و قصد جان عابر را نمیکند
یهپسر خوب زمانی که یک دختر خانم راننده میبیند ذوق زده نشده

و در صدد عقده ای بازی بر نمی آید
یه پسر خوب که ژیان سوار میشود روی بنز همسایه با سوئیچ ماشین نقاشی نمیکشد
یه پسر خوب زمانی که تصادف میکند همانند قبائل زامبی وحشی بازی در نمی آورد
یه پسر خوب هر روز بعد از کلاس درس به نمایندگی از راهداری و شهرداری خیابانهای شهر را متر نمیکند
یه پسر خوب به محض دیدن یک دختر خانم متین با شلوار برمودا و مانتو تنگ کوتاه و شال باز دهانش به سان آبشار و چشمانش همانند چشمان وزغ نمیشود
یه پسر خوب دکمه های پیراهنش را از یک متر زیر ناف تا زیر چانه کاملا بسته و با سنجاق قفلی محکم میکند
یه پسر خوب به محض دیدن دختر همسایه رنگش لبوی شده و چشمش را به آسفالت میدزود

چه کار کنیم تا پسر خوبی باشیم ؟! 

 
ادامه متن :
 
یه پسر خوب روزی ۱۰بارهوس بردن نذری به دم در خانه همسایه که تصادفا دختر دم بخت دارند را نمیکند

یه پسر خوب ۵ساعت در حمام آهنگ جواد یساری نخوانده وبرای همسایگان

آلودگی صوتی ایجاد نمیکند
یه پسر خوب اگر درد عشق گرفت در کوی و برزن عرعر عشق نکرده و آبروی خانوادگی خود را نمیبرد
یه پسر خوب با دوستانی که مشکوک به چت و لا ابالی گری هستند معاشرت نمیکند
یه پسر خوب به جای اینکه پول خود را در باشگاه بیلیارد و گیم نت و غیره دور بریزد بهتر است حساب آتیه جوانان باز کند و به فکر ۱۰۰۰ سالگی خود باشد
یه پسر خوب همواره به اسم خود افتخار میکند و به هر کس که میرسد نمیگوید که بجای اصغر به او رامتین و آرش و … بگویند
یه پسر خوب در اثر دیدن افراد غرب زده جو گیر نشده و لحاف کرسیه قرمز خال خال یشمی را به پیراهن تبدیل نکرده و سر زانو خود را جر نمیدهد
یه پسر خوب سر سفره دست به چیزی نمی زند تا همه سیرو پر از سر سفره بلند شوند و بعد شروع به غذا خوردن می نماید
یه پسر خوب تقاضای وسایل نا مربوطی از قبیل موبایل را از خانواده ندارد
یه پسر خوب در صورتی که با نامزد خود بیرون رفت و کسی به خانم متلک گفت فورا با پلیس ۱۱۰ تماس حاصل می کند
یه پسر خوب برای احیای حقوق خود از زور بازو استفاده نکرده و کلمات رکیک مانند خر و الاغ به کار نمیبرد
یه پسر خوب از معاشرت با دوستان بسیار خودمانی که عادت به بیان شوخی های نا مربوط از قبیل حراج لفظی عمه و همچین خواهر مادر هستند امتناع میکند
یهپسر خوب همانند خاله زنکها تلفن را قورت نداده و سالی به ۱۲ ماه دهانش بوی تلفن نمیدهد
یه پسر خوب هر صدایی از قبیل قار و قور شکم اهل خانه را با صدای

تلفن اشتباه نگرفته و۱ متر به بالا نمیپرد
یه پسر خوب برای بیرون رفتن از خانه ۱ ساعت جلوی آئینه نایستاده و بزک نمیکند
یه پسر خوب تنها جوکهایی را بیان میکند که مورد تائید وزارت ۱) ارشاد اسلامی۲) وزارت بهداشت۳) وزارت مبارزه با تبعیضات استانی و … باشد
یه پسر خوب در جشنهای فامیلی جو گیر نشده و نمیرقصد تا ابروی کل خاندان رابر باد دهد
یه پسر خوب در مهمانی های خانوادگی نوشدنی های غیر مجاز از قبیل ماءالشعیر را تنها با رضایت نامه رسمی و کتبی پدر محترم استعمال میکند
یه پسر خوب هر زمان که عشقش کشید با زیر شلواری کردی چین پیلیسه دار و یا شرت مامان دوز و رکابی همانند قورباغه به وسط کوچه نمیپرد
یه پسر خوب تنها برای رضای خدا و کاهش بار سنگین ترافیک و حمل و نقل درون شهری

و برون شهری هر کجا که دختر خانم یا خانمی را در رده سنی ۱۵ تا ۲۵ سال دید سوار کرده و به مقصد می رساند

+ تاریخ سه شنبه بیست و ششم دی 1391 ساعت 21:9 نویسنده مهدی |

گرگ خون آشام را در گله مهمانی مبر

تا نگردد بره ات قربان نام دوستی

مار سرما خورده را در آستینت جا مده

آن ستم گستر کجا داند مقام دوستی؟

+ تاریخ یکشنبه پنجم آذر 1391 ساعت 19:47 نویسنده مهدی |

اتل متل جدایی

عروسکم کجایی؟

گاو حسن پریشون

یه دل داره پر از خون

عشقم رفته هندستون

خونم شده قبرستون

یه عشق دیگه بردار

یه دنیا غصه بردار

اسمشو بزار بچگی

تا آخر زندگی

آچین و واچین تموم شد عمر منم حروم شد.

+ تاریخ جمعه نهم تیر 1391 ساعت 17:0 نویسنده مهدی |

اسم هر جک و جونوری رو روی ما نمیگذارند از قبیل آهو،غزال،پروانه،شاپرک و...

تو عروسی میتونیم لباسی رو که بارها به تن کردیم رو دوباره بپوشیم.

میتونیم هر صد سال یه بار موهامونو شونه نکنیم و بگیم مد روزه

از ترس اینکه کسی سنمونو نفهمه شناسناممونو قایم نمیکنیم

مطمئناً استهلاک فک ما به مراتب کمتره

مدل لباس دختر شمسی خانوم چشمامونو تو دهنمون سرنگون نمیکنه

موقع استرس ناخونامونو نمیجویم

هفته ای دو بار شکست عشقی نمیخوریم

فقط ما میتونیم بریم استادیوم

لازم نیست با قرار دادن انواع جکهای هیدرولیک و یا غیر هیدرولیک قدمونو ببریم بالا

موقع خاستگاری به هیچ وجه نگران به هم خوردن تعادل سینی چای نیستیم

از دیدن کله پاچه دچار تشنج نمیشویم

هیچ کس از اینکه دستپخت افتضاحی داریم بهمون سرکوفت نمیزنه

فقط ما هستیم که لذت تک چرخ زدن با CGرو تجربه میکنیم

فقط ماییم که میتونیم با خط ریشمون بیش از 1200اثر هنری خلق کنیم

به طلا و جواهر دیگران در حالی که داریم از حسادت منفجر میشیم نگاه نمیکنیم

تو عروسی لازم نیست چندتا زنجیر به خودمون آویزون کنیم که تازه دیگران ازمون بپرسند بدلیه؟!!

سر سفره عقد لازم نیست بریم گل بچینیم و گلاب بیاریمو نون بگیریمو اینا

لازم نیست آدرس تمام مزون ها ،پاساژها ،بوتیک ها،مراکز لاغری شهرمونو حفظ باشیم

لازم نیست همیشه جای جورابای همسرمونو حفظ باشیم

فقط ما میتونیم سه ساعت تمام برنامه نود رو تفسیر کنیم

لازم نیست سالی یه بار زاویه دماغمون رو نسبت به افق تغییر بدیم

در زیر گرمای نابود کننده تابستون خیلی راحت با آستین کوتاه میایم بیرون

نیاز نیست سه چهارم عمرمون رو توی کلاسهای آشپزی ،گلدوزی،آموزش فال شیر موز و تقویت اعتماد به نفس در 3ثانیه بگذرونیم

فقط ما میفهمیم که یک 206 اسپرت خفن چقدر زیباست

بیمارستان بستری نخواهیم شد.(سه ماه در CCUبا یک سرماخوردگی )

بیش از 60 درصد رشته های مهندسی رو به خودمون اختصاص دادیم.

+ تاریخ جمعه دوم تیر 1391 ساعت 11:10 نویسنده مهدی |

مدرسه رفتن بی فایده است چون اگه باهوش باشی معلم وقت تورو تلف میکنه اگه خنگ باشی تو

وقت معلمو....

دنبال پول دویدن بی فایده است چون اگه بش نرسی از بقیه بدت میاد اگه بش برسی بقیه از تو....

عاشق شدن بی فایده است چون یا تو دل اونو میشکنی یا اون دل تورو یا دنیا دل هر دوتاتونو....

ازدواج کردن بی فایده است چون قبل از 30سالگی زوده بعد از 30سالگی دیر....

بچه دار شدن بی فایده است چون یا خوب از آب در میاد که از دست بقیه بقیه در عذابه یا بد از آب

در میاد که بقیه از دستش در عذابن....

پیک نیک رفتن بی فایده است چون یا بدمیگذره که از همون اول حرص میخوری یا خوش میگذره

که موقع برگشتن غصه می خوری...

رفاقت با دیگران بی فایده است چون یا از تو بهترن که نمی خوان دنبالشون باشی یا ازشون بهتری

که نمیخوای دنبالت باشن...

دنبال شهرت رفتن بی فایده است چون تا مشهور نشدی باید زیر پای بقیه رو خالی کنی ولی وقتی

مشهور شدی بقیه زیر پای تو رو خالی میکنن...

وبلاگ نویسی بی فایده است چون یا خوب مینویسی که مطلبتو میدزدن و حرص میخوری یا بد

مینویسی که مطلبتو نمیخونن و حرص میخوری...

+ تاریخ دوشنبه بیست و دوم خرداد 1391 ساعت 15:48 نویسنده مهدی |

حافظ:

رفته ام بیرون از کاشانه خود غم مخور

تا مگر بینم رخ جانانه ی خود غم مخور

بشنوی پاسخ ز حافظ گر که بگذاری پیام

زآن زمان کو باز گردم خانه ی خود غم مخور


سعدی:

از آوای دل انگیز تو مستم

نباشم خانه شرمنده هستم

به پیغام تو خواهم گفت پاسخ

فلک را گر فرصتی دادی به دستم


فردوسی:

نمی باشم امروز اندر سرای

که رسم ادب را بیارم بجای

به پیغامت ای دوست گویم جواب

چو فردا برآید آفتاب


خیام:

این چرخ فلک عمر مرا داد به باد

ممنون توام که کرده ای از من یاد

رفتم سر کوچه منزل کوزه فروش

آیم چو به خانه پاسخت خواهم داد


منوچهری:

از شرم به رنگ باده باشد رویم

در خانه نباشم که سلامی گویم

بگذاری اگر پیغام پاسخ دهمت

زان پیش که همچو برف گردد رویم


مولانا:

بهر سماع از خانه ام رفته ام برون....رقصان شوم شوری برانگیزم به پا....خندان شوم شادان شوم بر گو به من پیغام خود....هم نمره و هم نام خود فردا تو را پاسخ دهم ....جان تو را قربان شوم


باباطاهر:

تیلیفون کرده ای جانم به فدایت

الهی مو به قوربون صدایت

چو از صحرا بیایم نازنینم

فرستم پاسخی از دل برایت


نیما:

چون صداهایی که می آید

شباهنگام از جنگل

از شغالی دور

گر شنیدی بوق

بر زبان آر سخن هایی که خواهی بشنوم

در فضایی عاری از تزویر

ندایت چون انعکاس صبح آزا کوه

پاسخی گیرد ز من از دره های یوش


شاملو:

بر آبگینه ای از جیوه سکوت

سنگواره ای از دستان آدمیت

آتشی و چرخی که آفرید

تا کلید واژه ای از دور شنوا

در آن با من سخن بگو

که با همان جوابی گویم

تا آنگاه که توانستن سرودی است


سایه:

ای صدا و سخن توست سرآغاز جهان

دل سپردن به پیامت چاره ساز انسان

گر مرا فرصتی گفتی و شنودی باشد

به حقیقت با تو همراز شوم بی نیاز کتمان


فروغ:

نیستم....نیستم....اما می آیم....می آیم....می آیم

با بوته ها که چیده ام از بیشه های آن سوی دیوار می آیم....می آیم ....می آیم

و آستانه پر از عشق میشود

و من در آستانه به آنها که پیغام گذاشته اند سلامی دوباره خواهم داد.

 

+ تاریخ پنجشنبه یازدهم خرداد 1391 ساعت 15:49 نویسنده مهدی |

هر وقت من کار خوبی میکنم مامانم به من میگه بزرگ که شدی برات یه زن خوب میگیرم تا به

حال من 5 تا کار خوب کردم و مامانم قول 5 تایش را به من داده است .

حتمن ناسرالدین شاه خیلی کارهای خوب میکرده که مامانش به اندازه استادیوم آزادی برایش زن

گرفته بود.ولی من مؤتقدم که اصولن انسان باید زن بگیرد تا آدم بشود،چون بابایمان همیشه

میگوید مشکلات انسان را آدم میکند.

در عزدواج تواهم خیلی مهم است یعنی دو طرف باید به هم بخورند . مثلن من و مریم دختر خاله

مان خیلی به هم میخوریم .

از لهاز فکری هم دو طرف باید به هم بخورند،مریم چون سه سالش است هنوز فکر نداردکه به

من بخورد ولی مامانم میگوید این مریم ازتو بیشتر هالیش میشود.

در عزدواج سن و سال اصلن مهم نیست چه بسیار انسانهای بزرگی بوده اند که کارشان به تلاغ

کشیده شده و چه بسیار آدم های کوچکی که نکشیده شده مهم اشق است .

اگر اشق باشد دیگر کسی از شوهرش سکه نمیخواهد و دایی مختار هم از زندان در می آید من تا

حالا کلی سکه جم کرده ام و می خواهم همان اول قلکم را بشکنم و همه اش را به مریم بدهم تا

بعدن به زندان نروم.

مهریه و شیر بلال هیچ کس را خوشبخت نمیکند ، همین خرج های ازافی باعث می شود که

زندگی سخت بشود و سر خرج عروسی دایی مختار با پدر خانومش حرفش بشود دایی مختار

میگفت پدر خانومش چتر باز بود...

خوب شاید حقوق چتر بازی خیلی کم بوده که نتوانسته خرج عروسی را بدهد . البته من و مریم

تفافق کرده ایم که بجای شام عروسی چیپس و خلالی نمکی بدهیم هم ارزان تر است،هم خوشمزه

تر است تازه وقتی می خوری خش خش هم می کند.

اگر آدم زن خانه دار بگیرد خیلی بهتر است وگرنه آدم مجبور میشود خودش خانه بگیرد. زن دایی

مختار هم خانه دار نبود و دایی مختار مجبور شد یک زیر زمین بگیرد . میگفت چون رهم و اجاره

بالاست آنها رفته اند پایین اما خانوم دایی مختار هم می خواست برود بالا حتمن از زیر زمینی

میترسید.مریم هم از زیر زمینی میترسد برای همین هم برایش توی باغچه یک خانه درختی درست

کردم اما مریم از آن بالا افتاد و دستش شکست.از آن موقه خاله با من قهر است.

قهر بهتر از دعواست آدم وقتی قهر می کند بعد آشتی می کند ولی دعوا کند بعد کتک کاری

می کنند.

+ تاریخ سه شنبه دوم خرداد 1391 ساعت 21:5 نویسنده مهدی |

(تقلب):

یک سری اعمال ننگین در صورت با عرضه بودن و این کاره بودن شخص امتحان دهنده آخر و

عاقبت خوش و خرمی دارد. نوعی هلو برو تو گلو که با توجه به درجه درایت و تیزی استاد و

مراقبان میتواند نوع هلویش از نوع هسته دار و خار دار تا آب هلو با طعم موز و عشق حال

متغییر باشد. بیراهه ای که اتفاقاً آخرش به هدف ختم میشود. یک نوع وسیله درس پاس کن

نا مشروع.

(شب امتحان):

شب ملخ ،شب ظلمانی یلدا،شب سوانح و سوختگی نا کجا آباد دانشجویی،شبی که در آن

نسکافه و قهوه از والیوم ده هم خواب آور تر میشوند.در این شب انسان تمام مصائب تاریخ

بشر را به صورت کنسانتره نوش جان میکند. یک نوع زلزله در میان ایام سال.

شب چشمهای پف کرده و دهان های کف کرده. شب رقص و پایکوبی کلمات جزوه و کتاب بر

روی سلسله اعصاب محیطی و مرکزی دانشجو.

(جزوه):

یک جور کاتالیزگر که در صورت همکاری ابروبادومه و خورشید و اینا دانشجو را به سمت

پاس شدن درس هل میدهد.تمام  علم بشری ،چکیده دانش تاریخ مصرف گذشته استاد،وسیله ای

که معمولاً دانشجو با آن سرکار گذاشته میشود.تنها شاهد ماجرای سوخاری شدن دانشجو در

شب امتحان.قوت قلبی که عاقبت آفت قلب میشود.

(مراقب):

موجودی ستم کار و ریا پیشه که متاسفانه چشم و گوش و باقی حواس را هم دارد. سیستمی

که نقش دزدگیر منازل را سر جلسه ایفا میکند. گالری ضد حال . موجودی که روی سینه اش

نوشته شده : من مراقبم ، شما چطور؟،یک نوع تله موش زنده.

(روز امتحان):

روزی که در آن خورشید طلوع نمیکند . زمانی برای جفتک زدن اسب ها ،لحظه ای که در

آن دانشجو میخواهد سر به تن عالم و آدم(به جز یه نفر)نباشد.روز شغال. روزی که در

نگاه ها عمیق میشوند. روز لبخند های استراتژیک . روزی که در آن دوست و دشمن با هم

و در کنار هم به قربانگاه میروند.

(نمره):

تبلور میزان  دانش، مهارت و دودره بازی دانشجو،بهانه همیشگی برای اعتراض،وسیله ای

که استاد با آن چه ها که نمیکند !عاملی که برای به دست آوردن آن دانشجو علاوه بر خر زدن

،اعمال شنیع دیگری را نیز باید انجام دهد که قلم در وصف آن قاصر است!

(سوال):

یک نوع شعور سنج استاد و دانشجو،کلمات نفرت انگیزی که به نوبت و تک تک مثل نیزه در

چشم دانشجو فرو میروند و لحظه به لحظه او را به عمق نادانی اش  واقف تر میکند . لو رفتن

آنها به حماسه سازی دانشجویان منتهی میشود.انواع مختلف آن از تشریحی سیانوری تا

تستی گوگوری مگوری متغییر است.

(استاد):

منبع علم، ژنراتور دانش،نیروگاه انسانیت،تبلور دانایی، کوه توانایی، مایه افتخار ما ، بابا

تو دیگه کی هستی ترین موجود عالم،خود صفا، اند وفا، دارنده انواع و اقسام شفا ، ضد

جفا ، یاری گر ضعفا، معلم الخلفا...........

+ تاریخ شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1391 ساعت 10:7 نویسنده مهدی |